تبليغاتX
حرفهايي از سر دلتنگي
اتاقي در حومه خاطره

به قول كاتب در سريال سلطان و شبان قصه ما از آنجا آغاز شد كه جناب علي آبادي معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان تربيت بدني طي يك نامه از اداره كل تربيت بدني اردبيل مي خواهد كه اسم ورزشگاه عن قريب الافتتاح علي دايي را تغيير دهند و از آنجايي كه مدير كل هم تابع مافوق اش مي باشد دستور مي دهد كه تابلوي ورزشگاه را پائين آورده و اسم ورزشگاه بصورت موقت همان بيست  هزار نفري باشد تا سر فرصت يك اسم خوب برايش پيدا كنند.
در دفتر نشريه مهر نشسته بوديم كه نمي دانم حرف از كجا سرچشمه گرفت تا به اينجا رسيد كه اداره كل تربيت بدني اردبيل اسم ورزشگاه را با اين توجيه كه نمي شود از اسامي قهرمانان زنده استفاده كرد تغيير داده ودر جواب مثال نقض -ورزشگاه رضازاده-اين جمله را گفته اند:"در اين مورد بخصوص هم مدتهاست كه درگيريم".
اين را كه شنيدم مطلبي براي دنياي فوتبال نوشتم قضيه را توضيح دادم كه بعله قهرمان زنده را عشق است هم معنايش عوض شده است.پژمان هم نامردي نكرده بود و به عنوان تيتر دوم از مطلب تحت عنوان گزارش ويژه استفاده كرده بود تا براي مطلب سنگ تمام گذاشته باشد. خودم نشنيده ام ولي دوستان گفتند كه اين مطلب بدجوري به مسئولين استان برخورده است و بعد از چندين ساعت بحراني بالاخره اسم ورزشگاه را برگردانده اند و اين وسط ما بد نام شديم كه چرا قضيه را علني كرد ه ام و آقايان كلا" زده اند زيرش كه قضيه اين چنين نبوده است. هر چند كه ما اصحاب رسانه به اين رفتارهاي مسئولين خدوم آشنائيم و عادت كرده ايم و بر آنها حرجي نيست.
وظيفه آن مطلب يادآوري اسطوره و لزوم بزرگداشتش بود كه به اميد خدا اين اتفاق افتاده و شايد از اين به بعد حتي داغتر از آش هم باشند. بر بخيل اش لعنت.
اينكه روابط علي دايي و محمد علي آبادي از همان اول تيره وتار است فقط بر حافظ شيرازي عيان نيست پس چندان عجيب نيست كه چنين دستورالعملي از ناحيه ايشان صادر شده باشد و مسئولين استان هم در نهايت مجري صرف هستند پس چندان نبايد به تريج قبايشان بربخورد آنها اطاعت امر كرده اند ما هم در عالم روزنامه نگاري كار خودمان را كرده ايم كه از بد حادثه اين بار طرف پيروز ما بوديم.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 22:44  توسط حميد رستمي  |