تبليغاتX
حرفهايي از سر دلتنگي
اتاقي در حومه خاطره
 
نگاهی به فیلم سنتوری ساخته داریوش مهرجویی

فیلم سنتوری کم کم از محاق بیرون می آید و تقریبا" تمام علاقمندان سینما هر یک به نحوی آن را تما شا می کنند تا راحت تر نسبت به ضعف و قوت آن رای صادر نمایند.

فیلم به صورتی کاملا" مشهود فیلم داریوش مهرجویی ست . جایی که او در فیلمنامه و اجرا از کوچکترین جزئیات هم صرف نظر نکرده و در پی ایده ال هاست و به نوعی روایتگر سرگذشت ملالت بار هنرمندان عصر حاضر ایران است که در تنگنای سیاستهایی سلیقه یی و تنگ نظرانه حاکمیت بستر خلاقیت اشان فراهم نشده و رفته رفته چشمه زاینده اشان خشک شده و در دام انواع و اقسام نا به هنجاریهای اجتماعی گرفتار آمده و زمینه سقوط اخلاقی اشان را فراهم می آورد.

فیلم آشکارا تلاش می کند که دنیای کوچک علی سنتوری رابه مثابه جامعه هنری قرار گرفته در منگنه تصور کرده و آن را بک جامعه بزرگتر تعمیم دهد و هر چند در این میان به زعم برخی ها رو به اغراق می آورد  ولی این بزرگنمایی ها سبب ساز آن سقوط شده و هر چه این ارتفاع بیشتر باشد در نتیجه شدت سقوط بیشتر به چشم می آید. بهرام رادان در نقش " علی سنتوری " تمام تلاش خود را برای به تصویر کشیدن برهه های مختلف علی به عمل می آورد و انصافا" هم در بیشتر اوقات این تلاشها به ثمر نشسته و علی عاشق و هنرمند و پر طرفدار با علی مچاله شده و درهم شکسته و تنها مانده به خوبی بازنمایانده شده است.هر چند از نقش یک همبازی خوب مثل گلشیفته فراهانی- که با تمام وجود  خودش را در اختیار فیلم قرار می دهد- و کارگردانی چیره دست مثل داریوش مهرجویی - که همیشه بازیهایی استثنائی از بازیگرانش می گیرد-نباید به راحتی گذ کرد.

یکی از جذابیتهای غیر قابل انکار فیلم موسیقی و در راس آن خواننده جوان و محبوب مردمی این روزهای تهران -محسن چاووشی-است که به رغم شباهتهای صوتی غیر قابل انکارش با سیاوش قمیشی باز هم چنان شنیدنی ست که آلبوم ترانه های خوانده شده در فیلم بسیار پیشتر از خود فیلم پرفروش شد و در صورت اکران یکی از مولفه های جذب تماشاگر می شد.

با تمام تلخی های که فیلم آکنده از آن است اما کارگردان در انتهای فیلم نمی خواهد با سیاهی فیلم را تمام کند و در نتیجه بالاخره دل آهنین پدر نرم می شود و دست پسر سقوط کرده را در منجلاب  را بگیر و او را نجات دهد ولی آیا جامعه غرق در فساد هم به همین راحتی میتواند خود را تطهیر کرده و به زندگی بازگردد.شاید این گمان به زعم برخی ها بتواند جامه عمل بپوشد ولی خواهان پدری پولدار و دلسوز است که مشکل بتوان پیدا کرد .

حیف که سرنوشت فیلم سنتوری این چنین نامبارک شد تا هم تهیه کنندگانش از یک فروش میلیاردی محروم شوند و سرمایه اشان بر باد رود و هم علاقمندان از دیدن یک فیلم زیبا بر روی پرده سینما بی نصیب گردند تا پس از یک سال نسخه های قاچاقی اش را در خانه ببینند.

فیلمی که در برهوت این روز های سینمای ایران واقعا" غنیمتی ست.

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 20:26  توسط حميد رستمي  |