ما هر چقدر با این شیخ مهدی کروبی حال نمی کنیم نمی توانیم از این جمله حکیمانه ایشان صرف نظر کنیم او که هنوز هم خود را رئیس جمهور می داند و روزی هزار بار به خاطر آن خواب ناگهانی صبح دم که موجب به باد رفتن آرایش شد خودش را سرزنش می کند چند روز پیش خطاب به محمود احمدی نژاد گفته بود که بعد از اداره جهان اگر فرصت کردی فکری هم برای گوجه فرنگی بکن!
واقعا" این گوجه فرنگی که در شاخصه های اقتصادی ایران تاثیری کمتر از نفت ندارد برای خ.دش داستانی دارد. عرضم به حضور انورتان دیروز با دیدن قیمت ۲۵۰۰ تومانی اش حکم به حرمت تاش تا اطلاع ثانوی دادیم و احساس کردیم در صورت خوردن چنین اشیای گران قیمتی بی درنگ به جرگه مرفهین بی درد خواهیم در آمد ولی ما که فعلا" در طبقه متوسط جامعه سکونت داریم و فعلا" به آن هم افتخار می کنیم چند ماهی به خود سخت می گیریم تا راه حل تازه رئیس دولت را بشنویم که دفعه پیش و در بحران گوجه فرنگی گفته بودند بی خود هیاهو راه نیندازید کدوم ۳۰۰۰تومن همین کوچه ما گوجه ۱۲۰۰ تومن همین دیروز گرفتم.
واقعا" آدم بعضی مواقع می خواهد حتما" کاری دست خودش بدهد آخر پدر من ایران که خودش تولید کنند این طلای سرخ -البته به جناب زعفران توهین نشود-محسوب می شود و هر تابستان بیچاره کشاورزان مغان مجبور می شوند هزار تن از محصولاتشان را بریزند بیرون و یا اینکه از قرار کیلویی ۵۰ تومن وارد بازار کنند و یک چشم اشک و یک چشم خسته از یک سال تلاش چند ماه بعد مجبور شوند با قیمتی بالغ بر ۵۰ برابر آن را خریداری کنند.
مگر هنوز در این کشور امکاناتی نظیر سردخانه و نگه داشتن میوه جات برای روزهای مبادا احداث نشده است که ما باید وقتی کشاورز مغانی می فروشد از او ۵۰ تومن بخریم و چند ماه بعد از فلان کشور خارجی با ۲۰۰۰ تومن .مگر صنعت کشاورزی گلخانه یی خیلی پیچیده تر از انرژی هسته یی ست که نمی توانیم در این کشور برای مصرف چند ماه برنامه ریزی کنیم.خلاصه آدم می ماند با یک بام و چند هوا!