تبليغاتX
حرفهايي از سر دلتنگي
اتاقي در حومه خاطره
 
 

باز هم همان بازی همیشگی شروع می شود. با همان سناریو و به احتمال قریب به یقین با همان پایان.اولین بار در بهار و تابستان ۱۳۷۵بود که نیروهای چپ اسلامی دور مانده از ساختار قدرت ایران تنها شانس  بازگشت به قدرت را در ریاست جمهوری میر حسین موسوی آخرین نخست وزیر تاریخ ایران دیدند و خواستگاران بسیاری را روانه منزل موسوی کردند تا بعد از گرفتن جواب مثبت به تهیه مقدمات سور و سات بیندیشند اما از پشت پرده چنان فشارهای به پروژه وارد شد که در پائیز همان سال مهندس موسوی انصراف قطعی خود را از نامزدی اعلام کرد.

بار دوم همین چهار سال پیش بود که وقتی دوره هشت ساله ریاست جمهوری خاتمی رو به پایان بود تلاشهای گروههای سیاسی چپ برای به صحنه آوردن موسوی بی نتیجه ماند تا اصلاح طلبان تنها شانس باقیماندن در قدرت را از دست بدهند . بعدها کاشف به عمل آمد که موسوی درخواست یک شبکه تلویزیونی و همچنین اختیار داری نیروی انتظامی را شرط شرکت در انتخابات عنوان کرد تا عملا" رخت خویش از ورطه مبارزات انتخاباتی بیرون کشد.

با همه اینها این روزها باز هم همان حرفهای تکراری چهار سال قبل و دوازده سال قبل در مورد موسوی زده میشود و به نظر می رسد که همه اینها از نداشتن گزینه مناسب برای انتخابات پیشرو باشد گزینه یی که هم بتواند از فیلتر نظام عبور کند و هم از مقبولیت اجتماعی برخوردا باشد.

موسوی نشان داده است که آدم ریسک پذیری نیست و در این سالها خاصیت عافیت طلبی اش باعث شده است که دست کم حاکمیت چهار ساله احمدی نژاد را تحمل کنیم و وضعیت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشور این قدر وخیم باشد.او همیشه یک رئیس جمهور بالقوه بوده و به نظر نمی رسد بخواهد این قوه را به فعل تبدیل کند هر چند که هشت سال نخست وزیری در دوران جنگ چنان نامی خوش از او در اذهان باقی گذاشته که خیلی راحت کسب رای بالا را حدس زد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:18  توسط حميد رستمي  |